:/

خرید بک لینک
تو حیاط خوابگاه نشستم منتظر افطار و رو به موت از گشنگیT_T

خیلیا با روپوش میان داخل چهره شون داااد میزنه خسته ن :/

خیلیا هم با چمدون و ساک و کوله دارن میرن خونه شون...

سال دگ منم این موقع ها روپوش به دست وارد میشم در حالی که دارم از خستگی له له میزنمT_T

ته نوشت: ۱-کلا با انتخاب عنوان برای پست مشکل دارم -_-

۲-آهنگ شکنجه گر از داریوش^^

قلب من از صدای تو...چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من...کنار تو سرود شد

عذاب میکشم ولی...عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی...شکنجه اشتباه نیست

۳-هیچوقت قبل افطار نرین خرید :| هم اتاقی الان برگشت با سه پلاستیک پر که ۲تاشو اصلا قرار نیست بخوره :||

موش...

ما را در سایت موش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 239 تاريخ: دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 ساعت: 23:57

صفحه بندی